عبد الهادي بن محمد بن محمود بن ابراهيم مراغى
54
منافع حيوان ( فارسى )
زنى از خويش درآويزد ، باردار نشود مادام كه از خود آويخته باشد . ( ) تن كه در حمّام خيزد ، زنى با صوف پارهاى بردارد ، خونى كه زيادت از عادت بيند بازدارد ( ) آنك از مرد فرزند آيد يا نه ، و از دن بر اين نوع تغارى بگيرند و پر خاك كنند ؛ و گندم و جو و باقلى و نخد از هر يكى هفت دانه در او كارند ، و مرد بر او بول كند ، چون برويد از آن مرد فرزند آيد ، و اگر نرويد در اصل مرد فرزند نباشد ؛ و حال زن بر اين قياس . [ 8 پ ] نوعى ديگر . دانهء كدو بگيرند و بكارند و زن بر او بول كند ، اگر برويد از آن زن فرزند آيد و چون نرويد از آن زن فرزند نيايد ، و حال مرد بر اين منوال ؛ و چون زنى در شب سير بردارد ، و بامداد از دهان زن بوى سير آيد ، زن باردار شود ، و اگر نيايد باردار نشود . و اگر مرد آب پشت خود در آب پاكيزه اندازد ، اگر سطبر باشد و در بن نشيند ، از آن مرد فرزند آيد ، و اگر تنك باشد و بر سر آب پراگنده شود ، از آن مرد فرزند نيايد . زن آبستن پاى بر مار نهد بچه بيندازد ، و زن آبستن را سر پستان سياه باشد ، دختر باشد و اگر سرخ ، پسر . شير زن به دو انگشت بستانند ؛ اگر ستبر باشد و بر دو انگشت بماند پسر ، و اگر تنك باشد دختر . نوعى ديگر ، بفرماى تا شير بر آبگينه دوشند و در آفتاب نهند چنانك نجنبد ، و يك ساعت بگدازند . اگر چون دانهء مرواريد گردد و ببندد ، پسر است ، و اگر پراگنده شود دختر . زن ( ) به ستان بازافتد و فرج برابر ابر بدارد ژاله بر او نيفتد ، و از آن موضع بگذرد ، هيچ دد و دام نزديكى زن بىنماز نيايد ، و چون نزديكى زيت و كامه رود تباه گرداند ؛ و به ترهزار بگذرد زيان دارد ، و خيار تلخ گرداند ،